پارک ملی خبر free domainجامعه مجازی، شبکه اجتماعی، دوست یابی، دوستیابی، ثبت دامنه، ثبت دامین
قسمت شمالی پارک ملی خبر که فاصله زیادی از آن بوسیله فنس محافظت می شود هم از این امر مستثنی نیست. وجود گیاهانی چون درمنه و گونه های مختلفی از گندمیان در این مخدوده سبب تجمع بیش از حد لاشبرگ در این منطقه شده است. اما نکته ای که وجود دارد این است که بعلت مجاورت این منطقه با جاده عبودی دهستان خبر به شهرستان بافت و آلودگی صوتی ایجاد شده حتی جانداران گیاهخوار وحشی هم به این منطقه وارد نمی شوند.

متا سفانه در چند سال اخیر بدلیل هجوم خارج از ظرفیت گردشگران به این منطقه و ورود غیر مجازبه مناطق بکر سبب بروز تهدیداتی در این منطقه شده است که از مهمترین آن می توان به روشن کردن آتش و عدم خاموشی آن س از خروج از منطقه اشاره نمود که اگر این آتش بر دامان این منطقه بیافتد در چشم به هم زدنی منطقه را به تلی از خاکستر تبدیل خواهد کرد.

پس می طلبد که مسئولان مربوطه با مدیریت صحیح در چنین مناطق حساسی که تهدیدات خشکسالی را هم با خود به یدک می کشد ؛ از بروز فاجعه ای غیر قابل جبران جلوگبرب کند.





منبع:http://greenday.ir/
البته نویسنده عزیز در مورد اطلاعات پوششی اون کمی اشتباه کردن. تو اون ارتفاعات بنه(پسته وحشی) نمی تونه رشد کنه.








نتنها مقامات محلی که مقامات شهرستان و استان نیز هیچ تعهدی در این زمینه نیندیشیده اند. وجود حجم گسترده ای از از زباله و آشغال در مسیر رودخانه از تفریحگاه شاه ولایت؛ که درست در روی چشمه های جوشان رودخانه خَبر که تنها منبع آب منطقه می باشد؛ تا پل معروف به پل بهداری ، نتنها سبب نابودی آبزیان مختلف این رودخانه از جمله ماهی قزل آلا شده ، بلکه سبب انتقال بیماریهای مختلف به موجودات و انسان شده است . وجود زباله هایی که هیچ کدام در چرخه طبیعت تجزیه نمی شوند { از ظروف یکبار مصرف گرفته تا پوشک بچه و...} و هر روز بر میزان آنها افزوده می شود.
اگر بخواهیم کمی به گذشته برگردیم در بحث تله کابین پارک ملی خَبردر چندسال پیش ،همین مقامات محلی که از قضا یکی از آنها هم سابقه 30 ساله در امر محیط بانی منطقه دارد، بدون توجه به خطرات زیست محیطی ، مصرانه خواستار احداث تله کابین بودند و ده ها نامه و شکایت برای احداث آن نوشتند؛ هر چند که خوشبختانه به لطف و پیگیری دوستداران محیط زیست این طرح منتفی شد، اما اکنون همان مقامات(شورای روستا و دهیاری )دست به روی دست گذاشته و سکوت را ترجیح داده اند و شاهد مرگ تدریجی این منطقه خوش آب و هوا می باشند . براستی آیا اینان در این منطقه زندگی نمی کنند و یا خود از این آب رودخانه استفاده نمی کنند؟ اصلا چه اصراری وجود دارد که این تفریحگاه را در این مکان که منشاء شاهرگ حیاتی جمعیت چند هزار نفری روستای خَبر است توسعه دهند ؟ کدام مامور بهداشت تایید می کند که سرویسهای بهداشتی در مکانی ساخته شود که دقیقاً از ده متر پایین تر آن چشمه می جوشد ؟ پاسخگوی این معضلات کیست؟ آیا هیچ فرد ناظری وجود ندارد که آقایان سر خود هر کاری که بخواهند انجام دهند ؟ آیا خود مردم بومی حق زیستن در این منطقه را ندارند؟
اختصاص یک ماشین زباله که آن هم هفته ای یک بار برای جمع آوری زباله ها می آید، تنها اقدام مفید در این مورد است اما مشکلی که وجود دارد انباشتگی زباله ها در طی یک هفته می باشد که خود مسافران این زباله ها را به درون رودخانه رها می کنند چرا که آب جاری هیچگاه آلوده نمی شود!!! . جالب تر آنکه همان هفته ای یک بار که زباله ها جمع آوری می شوند در تپه های اطراف خالی می شوند بدون دفن و یا هر اقدام دیگر که نتیجه آن بازگشت دوباره زباله ها به درون رودخانه و باغات مردم می گردد.
متاسفانه صدا و سیمای مرکز کرمان با ساخت برنامه های تبلیغی و معرفی نقاط خوش آب و هوای کرمان که" خَبر" در راس آنها قرار دارد، فقط به جنبه های تبلیغاتی برای سفر به این مناطق را در اولویت قرار داده است و حتی یکبار هم به بررسی مشکلات ومعضلات این مناطق نپرداخته است جالب انکه در همین چند وقت اخیر برنامه ای تحت عنوان" شبهای کرمان " در پاسخ به این سوال که چرا مشکلات این مناطق را معرفی نمی کنید، با بیان اینکه هدف این سازمان فقط معرفی نقاط خوش آب و هواست نه بیان مشکلات آنها ، بسنده کرد. سوالم این است آیا منطقه ای مانند پارک ملی خَبر که نتنها در استان که در کشور شناخته شده است ، احتیاج به تبلیغ دارد؟ اگر بیان مشکلات این مناطق به صدا و سیما که تاثیر گذار ترین رسانه بر اذهان مردم و تغییر نگرش مسئولان استان بر روند نظارت بر این مشکلات می باشد، ارتباط پیدا نمی کند پس وظیفه این رسانه چیست ؟ آیا چیزی جز اطلاع رسانی است؟
در هر صورت عدم اقدام به موقع و جدی در خصوص بحث آلودگیهای منطقه گردشگری خَبر که که به جرات می توان گفت زیبا ترین و خوش آب و هواترین منطقه در جنوب شرق ایران می باشد سبب وارد آمدن لطمات جبران ناپذیری بر این منطقه خواهد شد.دادن آموزشهای لازم به مسافران از طریق نصب تابلو ها و بروشورها ، دادن تذکر های شفاهی و ... به نحوی شاید بتواند از این معضل بکاهد.
در مجموع امیدواریم که با تمهیدات به موقع و لطف و توجه بیشتر مسئولان رده بالای استان و شهرستان ، این مکان خوش آب و هوا بتواند مکانی برای آسایش مسافران و گردشگران باشد. البته چشم ما آب نمی خورد!!!؟؟؟
تصاویر گویای بهتر مطالب من هستند







تقدیم به مدعیان حفاظت از منابع طبیعی که در عمل ثابت کرده اند که فقط حرف می زنند
فکری کنید سلسله بندان رسیده اند انگار قرنهاست آیینه ها آرمیده اند
لبخند را چه ساده به غم ها فروختند آری ز منفعت طلبی ها چه دیده اند
چه بخوانید و چه نخوانید دیگر مهم نیست . از بس نامرادی دیده ایم و از بس ظاهر سازی و عوام فریبی دیده ایم دیگر مهم نیست فقط با چشمی پر از اندوه و دلی پر از درد انتظار نابودی طبیعت بکر پارک ملی "خبر" رامی کشیم فقط ، فقط ...
بی شک پارک ملی "خبر"یکی از مناطق اکوتوریستی و کاملاً با آب و هوای استثنایی در استان کویری کرمان است که البته با شرایط موجود و روالی که طی می شود از آن چیزی باقی نخواهد ماند ( باقی نمانده ..!!)جز همان کـویـر.
براستی آنان که ادعای حفاظت از منابع طبیعی را دارند آیا شود گوشه چشمی هم به این منطقه کنند؟
(البته بقول امروزی ها زود جو گیر نشوید و جهت پیگری نامه پاراف کنید( البته ما را امید به همان هم نیست!!) ؛ مشکل همین تصمیم گیریهای موضعی و درمان های سر پاییست، عمیقاً بیاندیشید)
روی کار آوردن تعدادی محیط بان که در لباس مقدس محیط بانی بجای حفاظت، اسلحه بدست گرفته و همچون حیوان درنده به جان حیات وحش منطقه افتاده اند و جالب آنکه بعضی از همین آقایان شکارچی خصوصی هم دارند. نگاهی بر وضع زندگی آنها و ثروت باد آورده آنها خود گواهی بر مطالب من است.
اما سوال اینجاست که این محیط بانان محترم طبق چه قاعده ای انتخاب می شوند ؟ آیا محیط بانی که هنوز آنقدر علم ندارد که حیات وحش را تحت عنوان شکار می شناسد؛ لایق این است که محیط بان باشد و حافظ طبیعت؟
در سال 1378 که این منطقه را پارک ملی اعلام کردند جمعیت گله های کل و بز در این منطقه چیزی حدود 7000 راس بود اما حالا چه؟ از آن جمعیت به جرات می توان گفت که 500 راس هم باقی نمانده . دلیل چیست و در کجا باید مشکل را جستجو کرد؟
با اندکی تامل علت این کاهش جمعیت و عدم مدیریت را پی خواهید برد.آیا این انصاف است که با محصور کردن منطقه و بجای حفاظت از آن به جان این حیوانات بی دفاع افتاده و جهت رسیدن به اهداف شوم خود نسل انها را منقرض کنیم ؟ چرا می خواهیم تجربه تلخ انقراض گونه های خرس سیاه و گور ایرانی را که زمانی در این منطقه بودند و اکنون از آنها فقط نام آنها باقی ماتده را باز تکرار کنیم؟
آیا ضربات سنگینی که خشکسالیهای چند سال اخیر یه منطقه وارد کرده بس نیست؟
براستی ازاین سازما ن محیط زیست جز نام ننگ چیز دیگری هم درافکارعلاقمندان به طبیعت باقی مانده است؟
اما مشکل دوم که باز هم باز می گردد به همین عدم مدیریت سازمان محترم! محیط زیست:
بیش از80 درصد گیاهان ودرختچه های این منطقه گرفتار آفت خطرناکی بنام لورانتوس شده اند که آرام و بی صدا طبیعت بکر منطقه را تبدیل به بیابان میکند( روزنامه کارگزاران 9 مهرماه 87 ) و به راستی چه راحت می توان تعریف بیابان را در این منطقه دید و لمس کرد(اکوسیستم های تحلیل رفته و بیمار ...) چرا ما برای یک بار هم که شده پیشگیری قبل از درمان را امتحان نمی کنیم؟
چرا ما باید فقط شاهد حوادث تلخ باشیم و بعد از آن فقط حسرت بخوریم؟
اما از مشکلات دیگر که این منطقه را تهدید می کند از بین بردن درختان بنه (پسته کوهی) توسط حیوانی بنام تشی است که با کندن پوست تنه درخت ؛ از آن تغذیه می کند. که تهدید جدی برای این درختان محسوب می شود
مشکل بعد که مدتی پیش در وبلاگ به آن اشاره کردم اما گوشی مطالب ما را نشنید. شاید باید به زبان دیگر سخن گفت تا شاید پیدا شود گوش شنوایی.
از مدتی پیش به علت افزایش ساخت و ساز در منطقه و کمبود مصالح عده ای افراد سودجو اقدام به برداشت شن از کف دره ی "در معدن" نموده اند که متاسفانه سبب ریشه کنی تعداد زیادی از درختان بادام کوهی شده اند . آری طبیعت بکر این منطقه آرام آرام جان می دهد و بشر این موجود سودجو همچون سرطان به جان این طبیعت بکر افتاده و آنرا رو به سوی نابودی می برد
در این منطقه جنایت به حد بحرانی خود رسیده است اما
افسوس که این مزرعه را آب گرفته است دهقان مصیبت زده را خواب گرفته است
مطلبم را زیاد طولانی نمی کنم چرا که شاید مدعیان بی مزد و منت! ملول شوند از قرائت آن. اما وظیفه من بعنوان یک انسان با وجدان بیدار نوشتن و آگاهی و روشنی بخشی است باشد که وجدان های خفته بیدار شوند.
در فرصت مناسب تصاویر را هم به نمایش خواهم گذارد


